پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - سياحت جنسي يا حرفه؟ بازتوليد قديميترين تراژدي تاريخ بشري - علیایی زند شهین

سياحت جنسي يا حرفه؟ بازتوليد قديمي‌ترين تراژدي تاريخ بشري
علیایی زند شهین

روسپي‌گري، يكي از قديم‌ترين و غم‌انگيزترين تراژدي‌هاي تاريخ بشري بوده است. پديده‌اي كه بشر امروز با آن همه ابهت و صلابت خود نه‌تنها از پس برخورد با آن برنيامده است، بلكه برعكس با استفاده از دستاوردهاي تكنولوژيك و عالمانه‌ي خود، يعني اينترنت، بيش از پيش آن را جلوه‌گر ساخته است.
صفحات تاريخ شهادت مي‌دهد كه در تمامي قرون و اعصار، اين حاكمان و صاحب‌منصبان زمانه بوده‌اند كه به صورت پنهان يا آشكار، بالاترين بهره‌هاي اقتصادي و سياسي را از اين رهگذر كسب كرده‌اند. براي مثال، ٦٥٠ سال قبل از ميلاد مسيح (٧ قرن قبل از ميلاد)، در زمان يكي از سلسله‌هاي حاكم بر چين، روسپيان از تاجران و صاحب‌منصبان پذيرايي مي‌كردند.
گزارش‌ها حاكي از آن است كه در حال حاضر نيز، بعضي از كشورها همانند گذشته، ميزان قابل توجهي از بودجه‌ي مملكتي خود را از طريق سياحت جنسي كسب مي‌كنند (مانند تايلند). اين كشورها به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، زنان و كودكان نيازمندي را كه اغلب براي پيدا كردن كار از كشوري به كشور ديگر يا از روستاها به شهرها مراجعه مي‌كنند، به‌كار مي‌گيرند و در اندك‌مدت از آن‌ها يك روسپي تمام‌عيار، يا يك قاچاقچي حرفه‌اي مي‌سازند.
چنان كه گفته شد، بهره‌برداري از جسم زنان و كودكان دردمند در ورطه‌ي روسپي‌گري، در تمام طول تاريخ از متداول‌ترين رويدادها بوده است.
در گذار تاريخي روسپي‌گري مي‌توان گفت كه لااقل از چهارهزار سال قبل تاكنون، روسپيان درباري و روسپيان خياباني آن‌چنان از پيشينه‌ي مشترك و همساني برخوردارند كه هر محقق را به حيرت وامي‌دارد. هم‌جواري تنگناهاي اقتصادي با الگوهاي سرپرستي مخرب كه نه نمايش‌گر چارچوب‌هاي رفتار سازنده‌اي بوده‌اند، و نه كانوني براي سيراب كردن نياز به عشق و ملاطفت، در پيشينه‌ي اغلب روسپيان، از آن سوي تاريخ تاكنون به چشم مي‌خورد. علاوه بر اين، تحريك جنسي زودرس، سايه‌ي سنگين خود را بر دوران كودكي اغلب زنان روسپي گسترانده است؛ به عبارت ديگر، قبح بسياري از ارزش‌ها در زندگي خانوادگي اغلب اين دختران به‌كرات در هم شكسته و فروريخته شده است. اين مسايل موجب شده است كه در دوران نوجواني و آغاز جواني (زمان شكل‌گيري هويت شغلي و جنسي)، اين دختران اغلب از مهارت‌هاي لازم جهت كسب درآمد كافي و تعامل اجتماعي سازنده نيز بهره‌مند نمي‌شوند. از اين طريق، هم امنيت عاطفي و نياز به مهر و محبت را، حتي اگر شده براي چند لحظه، تجربه مي‌كنند و هم وسيله‌اي براي امرار معاش خود مي‌يابند. در اين تحقيق، عواملي كه در حال حاضر موجب شده تا برخي زنان به روسپي‌گري تن دهند، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.
جامعه‌ي آماري تحقيق را زنانِ روسپي تشكيل مي‌دهند كه ١٤٧ نفر آنان به صورت تصادفي انتخاب شده‌اند، يا اين كه مقيم اقامتگاه‌هاي سازمان بهزيستي بوده و يا در خيابان به كار مشغول بوده‌اند. براي اين كه شرايط زندگي اين زنان قبل از ورود به دنياي روسپي‌گري مشخص‌تر شود، لازم بود پيشينه‌ي آنان با زنان عادي و غيرروسپي كه به صورت تصادفي انتخاب شده‌اند، مقايسه شود.
اين دو گروه زنان از نظرِ سني با يك‌ديگر يكسان‌سازي شده‌اند.
تكنيك گردآوري اطلاعات، مصاحبه‌ي باليني بوده و جهت توصيف و تحليل يافته‌ها، از جداول توزيع فراواني متقاطع و آزمون‌هاي مرتبط استفاده شده است.
در اين تحقيق حدود يكصد سؤال از جامعه‌ي آماري مورد نظر پرسيده شده است كه در اين فرصت فقط به چند سؤال مهم اشاره مي‌شود:

ـ سن آغاز روسپي‌گري:
سن ١٢-٩: ٢ درصد
سن ١٦-١٣: بيش از ٦٠ درصد.
سن ٢٠-١٧: بيش از ٦٠ درصد را تشكيل مي‌دادند.
بالاي ٢٩ سال: ٢ درصد

ـ از نظر نوع سرپرستي:
٦٢ درصد با پدر و مادر؛ ٨/١٩ درصد با پدر يا مادر؛ ٢ درصد زندگي در مراكز بهزيستي.
ـ عامل تك‌والديني يا بي‌والديني:
١٨ درصد مرگ والدين؛ ١٠ درصد مسايل قانوني؛ ٢٧ درصد جدايي والدين.

ـ علت ادامه‌ي اين كار:
اعتياد؛ طرد از سوي جامعه به‌ويژه هم‌جنسان؛ كمبود مهر و محبت و درآمد.

ـ نتيجه‌ي كلي از طرح اين سؤالات:
١. ٥/٢٢ درصد اين زنان طي دوران كودكي در خانه‌ي خود مورد سوءاستفاده‌ي جنسي قرار گرفته‌اند.
٢. ٢٦ درصد از خانه فرار كرده‌اند.
٣. ٥٤ درصد آن‌ها همسرانشان معتاد بوده‌اند.
٤. ٧/٦ درصد اين افراد توسط شوهران خود به اين كار واداشته شده‌اند.
٥. ٩/١٥ درصد اين زنان به جرايم ديگر نيز مبادرت كرده‌اند.
٦. ٥/٥٠ درصد آن‌ها سابقه‌ي بي‌مبالاتي جنسي‌شان مثبت بوده است.

ـ موارد ارجاع به نيروي انتظامي به شرح زير است:
١٦ تا ٢١ سال: ٩٥ درصد؛ ٣٨ درصد ارجاع‌شدگان در مقطع راهنمايي و ٣١ درصد آن‌ها سابقه‌ي مصرف مواد مخدر داشته‌اند.
يافته‌هاي تحقيق حاكي از فروپاشي نهاد خانواده در بسياري از زنان روسپي بوده است؛ اما بايد يادآور شد كه در اغلب موارد اعتياد و بيكاري علت اصلي ازهم‌گسيختگي خانواده‌ها بوده است. پدران و همسران نسبت قابل توجهي از زنان روسپي مورد مطالعه، چه قبل از آغاز به روسپي‌گري و چه بعد از آن، معتاد و يا در كار قاچاق مواد مخدر بوده‌اند.
در اين مطالعه، روسپيان معتاد، درآمد زياد روسپي‌گري را علت اصلي ماندن در اين حرفه معرفي كرده و كساني كه معتاد نبوده‌اند، ترس از تنهايي، محروميت از محبت، و عدم پذيرش اجتماعي، به‌ويژه از جانب هم‌جنسان خود را عامل آن معرفي كرده‌اند.
از ويژگي‌هاي بارز اين زنان، فضاي ناامن و غيرعاطفي خانواده و در نتيجه احساس كمبود مهر و محبت در دوران كودكي و نوجواني گزارش شده است. هم‌چنين در اين تحقيق ٥/٢٢ درصد از زنان روسپي در دوران كودكي مورد سوءاستفاده‌ي جنسي قرار گرفته‌اند و مهم‌تر آن كه در ٥/١١ درصد اين عمل توسط نزديك‌ترين و محرم‌ترين افراد يعني پدر، برادر و دايي انجام شده است. طبيعي است كه چنين رويدادي قبح برقراري رابطه‌ي جنسي غيرمتعارف را از ميان برمي‌دارد. بسياري از اين دختران به ازدواج‌هاي مصلحتي تن در داده و برخي از آن‌ها از خانه فرار كرده‌اند. اغلب اين زنان همانند همتايان خود در آن سوي مرزها، به علت نداشتن سرپناه، حداكثر به فاصله‌ي ٤٨ ساعت به دنياي روسپي‌گري پاي گذارده‌اند. (گزارش كميسيون هافستد، ١٩٩٩)
بنابراين، محققانِ مسئول و انديشمندان دلسوز بايد به‌پا خيزند و جسورانه قالب‌ها را فروبريزند و به رويدادهاي اين جامعه (روسپي‌گري) كه در هيچ قالبي نمي‌گنجد، نيز بپردازند. شايد از اين طريق بتوان به عده‌اي آموخت كه هستند افرادي كه هستي اين جامعه را هزينه‌ي خود نمي‌كنند و با هيچ قيمتي اهل معامله بر سر آرمان‌هاي مردم اين مرز و بوم نيستند.